کلاغ سفید
خاطرات یک کلاغ
شرجی
سکوت تشنه شکستن بود... و نفس بی تاب بریدن... من افکارم را به امواج سپردم...
سکوت تشنه شکستن بود...
و نفس بی تاب بریدن...
من افکارم را به امواج سپردم...
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:0 توسط آرزو |