|
کلاغ سفید |
|
خاطرات یک کلاغ |
دوباره تمام امروزم را زیر و رو کردم...
تا شاید یافتم بهانه ای برای ماندن ... اما نیافتم چیزی جز گذشته ای مجهول! وقتی بی بهانه ای وقتی سایه ای در حضور و یادی در غیابی! وقتی بین رفتن و ماندن تاب می خوری وقتی مجهولات ذهنت را ویران می کنند... فرار بهترین راه رسیدن است!
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 12:58 توسط آرزو |