تبليغاتX
کلاغ سفید - زنده به گور!

کلاغ سفید

خاطرات یک کلاغ


در گرگ و میش ذهنم

سرم را تا گردن در سکوت فرو می برم.

خون در رگ هایم یخ می بندد

پلک چشمانم بی اختیار بسته می شود

نفس هایم به شماره می افتد

 

حالا درست در چند سانتی متری مرگ قدم می زنم!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 9:24 توسط آرزو |



 
















تعداد بازديدها: