تبليغاتX
کلاغ سفید

کلاغ سفید

خاطرات یک کلاغ


پرنسس جوان

سرش را در بالشش فرو برد و به این بهانه اشک هایش را پنهان کرد

موبایلش را خاموش کرد و خاطراتش را ورق زد

آنگاه چشمانش را بست و شاهزاده اش را به دار آویخت

و آرام به خواب رفت

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 21:45 توسط آرزو |


 

سکوت تشنه شکستن بود...

و نفس بی تاب بریدن...

من افکارم را به امواج سپردم...

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:0 توسط آرزو |


+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 17:47 توسط آرزو |



 
















تعداد بازديدها: